|
|
| شنبه 29 اسفند ماه سال 1383 |
|
|
*باز کن پنجره ها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد و بهار روی هر شاخه،کنار هر برگ شمع روشن کرده ست (فریدون مشیری)
*سال ۸۳ هم تموم شد.با تمام خوبی و بدی هاش،با تمام شادی ها و غمهاش.تا تلخی نباشه مزه ی شیرینی معلوم نمی شه که...
*تمیز کردن اتاقم تقریبا دو روز طول کشید.یک نصفه روز فقط نشستم تصمیم گرفتم که عروسک های کور و کچل بچگی م رو که خیلی وقته دارن گوشه کمد خاک می خورن بندازم دور یا نه.همه شون خاکی بودن.یا دست نداشتن یا پا،یا کچل بودن یا کور.همه شون رو شستم و دوباره گذاشتم گوشه کمد تا سال دیگه.یکی شون که از همه ناقص تره روزی پنج بار می مرد.هی مریض می شد و می مرد تا فردا که دوباره بخوام بازی کنم...
*راستی،ای بلاگ اسکای عزیز تو دوباره خراب شده بودی؟!
*عید همه مبارک.امیدوارم سال خوب و قشنگی داشته باشید.سرشار از شادی و سرسبزی.دلهاتون بهاری و لبهاتون پرخنده...
|
|