یادم رفت.
تولد نازنین که چند هفته س می خوام بهش زنگ بزنم.
تولد متولد ماه مهر عزیز و خدا می دونه چند تا تولد و آدم دیگه!
یادم رفت.
تموم اون حرفهایی که نباید می زدم زدم و تمام اون کارهایی که نباید می کردم کردم.
یادم رفت و فکر کردم همه چی بالاخره یک روز تموم می شه و این کتابها رو از روی میز پرت می کنم زمین!
فکر کردم می شه آروم بود و با آرامش جزوه نوشت و غلطها رو لاک گرفت و خونه های خالی رو پر کرد.
یادم رفت.
یادم رفت لاک غلط گیر رو کجا گذاشتم و حالا اشتباهها بدجوری چشمک می زنن،بدجوری! |