دلتنگی غریبی است.و من در نهایت ظلمت و در عبور همیشه ی تاریخ ایستاده ام و روزنه ای رو به نور طلب می کنم.
دلتنگی غریبی است،این حقیقت همیشه جاری در رگهای تاریخ،این داستان عطش و آب و عطش،این داستان عشق و عاشق و معشوق،حب و محبوب.این عطر همیشه ی زلال،این زخم همیشه ی مظلوم.این همه عشق،این همه عشق،این همه عشق....
دلتنگی غریبی است.دلتنگی حقیقت همیشه ای که اینقدر نورانی است.اینقدر پر شکوه است.این قدر زیباست و سخت زیباست! |