lahzah

الکامپ 14 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

یکشنبه 8 بهمن ماه سال 1385

کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود...

دلتنگی غریبی است.و من در نهایت ظلمت و در عبور همیشه ی تاریخ ایستاده ام و روزنه ای رو به نور طلب می کنم.

 

دلتنگی غریبی است،این حقیقت همیشه جاری در رگهای تاریخ،این داستان عطش و آب و عطش،این داستان عشق و عاشق و معشوق،حب و محبوب.این عطر همیشه ی زلال،این زخم همیشه ی مظلوم.این همه عشق،این همه عشق،این همه عشق....

 

دلتنگی غریبی است.دلتنگی حقیقت همیشه ای که اینقدر نورانی است.اینقدر پر شکوه است.این قدر زیباست و سخت زیباست!



صفحه اصلی

مکاتبه

آرشیو

بازدیدکنندگان 192973