*کیف می دهد این خوشبختی های بی دلیل.این دیوانه بازی ها.این مرور کردن صدباره ی روزهای رفته و خندیدن سرخوشانه به اشک های قدیمی...
*به دخترک زنگ می زنم.مثل همیشه پر از خنده های کیف آور است.خنده هایی که از پشت تلفن هم صورتت را می سوزاند.مثل همیشه بعد از قطع کردن تلفن به «دوچرخه» ی روی میزم لبخند می زنم،به خاطر تمام دوستی های نوجوانانه ای که روزهایم را رنگی می کند.
*من و یاسمین هیچ کدام از فیلم های برگمان را ندیده ایم.اما بهتر از هر منتقد فیلمی می توانیم در مورد آثارش بحث کنیم!زندگی نامه ی استاد فقید(!!) را حفظ می باشیم و لیست فیلم هایش را!
این مرضی که ما دو تا داریم اسم علمی دقیقی ندارد.اینکه اسم هر فیلمی را به ما بگویند از زاویه های مختلف تحلیلش می کنیم بدون اینکه فیلم را دیده باشیم.این مرض از خواندن صد باره ی نقدها و صفحه ها و مجله های سینمایی ایجاد می شود.در کل مرض کیف آوری است و می شود به واسطه آن چشم کلی آدم را گشاد نمود!
*من دارم به صورت کتبی اعلام می کنم که عاشق شازده کوچولو هستم.یکی از محبوب ترین شخصیت های زندگی ام است و هر گونه خصومت شخصی با ایشان را تکذیب می نمایم!
*حکایت شیخ صنعان،با رویکرد هرمنوتیک هستی شناختیک
طنز نوشته ای از بی بی گل در مورد سریال میوه ی ممنوعه |