lahzah

جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

یکشنبه 23 دی ماه سال 1386

آقای واو،آقای واو عزیز

خاطره هایم به هم ریخته.جایشان را گم کرده ام،اسم ها را هم.برای آدمی از فلان روز برفی و خاطره هایش تعریف می کنم.با تعجب که نگاهم می کند می بینم دوباره اشتباه کرده ام.این خاطره ی مشترک برای من و این آدم نبوده.

بعد از یکی از دوستان دبیرستانم حال یکی از دوستان دانشگاهم را می پرسم.آها!این آدم نمی شناسدش.

هراسان می شوم،دوست دارم خاطراتم را شفاف و روشن به یاد بیاورم.دوست دارم تمام آدم های زندگی ام سر جای خودشان بایستند.



صفحه اصلی

مکاتبه

آرشیو

بازدیدکنندگان 192946