*دیگر برایم مهم نیست.اینکه ریشه این بی خیالی از کجا می آید،اینکه چه اتفاقی ممکن است بیفتد مساله ای که تا چند ماه پیش مهم ترین مساله زندگی ام بوده در درجه چندم اهمیت قرار بگیرد.اتفاقا گاهی خوب است این بی خیالی ها،گاهی لازم است از خودت تعجب کنی،از خودت عصبانی شوی.یا به خودت فحش بدهی! من نمی دانم آخرش قرار است چه اتفاقی بیفتد فقط از آرامش خودم تعجب می کنم.
*میلاد غر می زند که چرا پرستاران بیمارستان مثل تری اینا نیستند حداقل!(سریال پرستاران را می بینید؟!)امروز مرخص شده.
*یاسمین خوبم،ممنونم بابت این روزها.فکر می کنم باید قدر این نعمت را بیشتر بدانم،قدر داشتن دوستانی مثل تو.
*من خوبم،شما چطور؟
*پی نوشت: تیتر از اشعار حسین پناهی. |